| كوچه رند |
صفحه اصلی
|
Monday, December 29, 2003
٭ انا لله و انا اليه راجعون
انديشه شما
........................................................................................خدايا ! به ما صبر بده . غرش زمين ، تكانهاي شديد ، گردش زمين و آسمان و ستون و در ، جيغ مادر ، ناله پدر ، گم شدن كودك دلبند شيرخواره ، خاك ، خشت زير سر و رو ، همه يعني آوار يعني درد يعني فاجعه . آه اي خدا ! مگر چشمه چشمهاي ما چقدر اشك دارد براي باريدن ، مگر پشت خميده ما چه اندازه طاقت دارد براي كشيدن ، مگر سينه مجروح ما چه اندازه وسعت دارد براي تحمل كردن . كربلا را فهميديم .شنيده بوديم بارها و تجسم كرده بوديم مدتها . ديديم خدا ! ديديم اينبار. پيرهن پاره را ، گوش و گوشواره را ، دست و پاهاي قلم شده را و مصيبت علم شده را . غربت شير خواره را و غيبت ماهپاره را همه را ديديم . گرماي عطشناك كربلا را در سرماي استخوان سوز بم ديديم ، فهميديم ، لمس كرديم ... بقيع را فهميديم خداي من !آن لحظه كه گوشه گوشه خاك را كاويديم براي يافتن جگر گوشه هايمان . آندم كه دنبال ناله ضعيف عزيزي گشتيم و نيافتيم . آنزمان كه ناله مادرمان را بين سنگ و ستون شنيديم و ... فقط شنيديم و باريديم و شكستيم ولي نتوانستيم ، بقيع را ديديم ، فهميديم ، لمس كرديم ... مي داني خدا ! حتما مي داني . امروز سالروز تجديد بناي كعبه است بدست خليل الرحمن . خوش به حالت خدا ! تو خانه اي داري و هزاران عاشق كه ترك خانه و كاشانه مي كنند به هوس زيارت خانه ايت . مردمان بم بدون خانه مانده اند و بي كس و كار . دودمان و خانه و خاندان بر باد آوار رفته و در قهر زمين گم شده . همه جا مردگان را در دل خاك دفن مي كنند و ما خاك را مي كاويم براي يافتن نعش عزيزانمان . چه كسي خانه هاي ما را مي سازد . خانه مي خواهم چكار ! هويت مدفون شده ام كجاست ... آي خداي كعبه ! مي بيني كه براي پوشاندن ناموسمان ، براي خاك كردن جگر گوشه هايمان چادر نداريم ، كفن نداريم ، نان و آب به چه كارمان مي آيد خوش غيرت ! من از تماشاي فاجعه مي آيم ، از ديدار تكرار قيامت . اذا زلزلت الارض زلزالها . و اين لرزش دستهايم و اين بار سنگين ماتم و اين چشمه اشك خيال ايستادن ندارند. تسليتت باد ايران ، تسليتت باد ايراني. نگوئيد شهر بم بگوئيد سراي ماتم ، اقيانوس غم و دردي كه تازه تر سنگينتر مي شود دم به دم و زياد مي شود نه كم ... زين گونه ام كه در غم غربت شكيب نيست گرسر كنم شكايت هجران ، غريب نيست . خدايا ! به ما صبر بده و همتي خليل گونه كه بم را بسازيم و نفسي مسيح گونه كه ماتم را بزدائيم ... نوشته شده در ساعت 11:53 AM توسط سعيد
Comments:
Post a Comment
|